عصبانی نیستم كه «خوابم می‌آد»!

 

مهدی مهرابی

فیلم «خوابم می‌آد» اولین تجربه سینمایی رضا عطاران، به عنوان کارگردان است که می توان نکات مثبت بسیاری را در آن دریافت. طنز بسیار زیبا و دلنشین، کارگردانی قابل قبول و بهره بردن از فضاهایی را که در سینمای ما استفاده نمی شد یا حداقل به ندرت استفاده شده است، می توان از نکات مثبت این فیلم دانست. مانند سکانسی که رضا و شیرین متوجه می شوند زنی را که دزدیده اند، همسر «پدر سپهر»، با بازی حسین محب اهری، نیست و ناگهان نمایی از سروش صحت را می بینیم که عصبانی در حال حرکت است. استفاده از تکنیک فیلم برداری روی دست در این سکانس باعث شده تا حسی زیبا از ترس در صحنه به وجود بیايد یا صحنه های دیگری كه مي‌توان مثال زد و در آنها عطاران نوآوري‌هايش را به سينماي ايران عرضه كرده است. با دیدن این فیلم چند نکته به ذهن مي‌رسد كه مختصرا اشاره مي‌كنيم:

* با قاطعيت مي‌توان گفت فیلمنامه‌نویس «خوابم مياد» یک خوره فیلم است! در این فیلم صحنه هایی به نمایش کشیده شده که به وضوح تقلید و بازسازي نماهايي از فیلم هایی دیگر است، البته آن هم نه به شکل پست مدرن تعریف شده در سینما! مانند نمایی که رضا و شیرین تصمیم می گیرند از سوپرمارکتی دزدی کنند. این نما را، اگرچه نه با تشابه تمام جزئيات، پیش از این در فیلم «شوخی با دیک و جین» ساخته دان پاریسوت و بازي جیم کری و تیا لونی مشاهد کرده‌ایم. اگر بخواهیم فیلم «پول را بردار و فرار کن» ساخته وودی آلن را به طور کلی نادیده بگیریم، فیلم «خوابم می‌‌آد» به نوعی فضای فیلم «پاریسوت» را در بیننده زنده می کند.

* نکته دیگر این است که در این فیلم هم مانند روال رایج در سینمای کمدی ایران همچنان درگیر شوخی‌هایی با گذشته‌ای خارج از داستان فیلم هستیم. مانند صحنه ای که صحت از عطاران سراغ همسرش را می گیرد و عطاران بعد از تهدید صحت می گوید «می گویم، می گویم» این دیالوگ ماجرایی دارد که از یک فایل صوتی طنز در شبکه های اجتماعی آغاز شد و حال به این فیلم راه یافته است. استفاده از این قبیل شوخی های فرامتنی، کمی خطر دارد. خیلی ها ممکن است که این پیشینه را ندانند و همین ناآگاهی، که به هیچ وجه هم گناه بیننده نیست، باعث هدر رفتن یک صحنه طنز می شود. اگرچه چنين اتفاقي در «خوابم مياد» بسيار كنترل شده‌تر و كمتر از بسياري از فيلم‌هاي طنز ايراني توي چشم مي‌زند و البته این نکته هم قابل توجه است که عطاران در این کار ید طولایی نیز دارد.

* از دیگر نکات قابل توجه این فیلم، حضور اکبر عبدی در نقش یک پیرزن است! هرچند که او برای بازی در این نقش جایزه بهترین بازیگری نقش مکمل را از جشنواره فجر دریافت کرد و به حق هم لایق آن بود، اما واقعا درك دلیل حضور او در این نقش سخت است. «خوابم می‌آد» را به جرات می توان فراتر از یک کمدی صرف دانست که سازندگان آن هم بارها بر اين موضوع تاكيد كرده‌اند. با این شرایط، حضور یک بازیگر شناخته شده براي يك نقش خاص در این گونه فیلم ها، باید دلیلی قانع کننده تر از ایجاد راحتی بین شخصیت زن و شوهر داشته باشد. بايد پرسيد حضور اکبر عبدی در نقش مادر عطاران چه چیزی جز طنز رفتاری به فیلم اضافه کرده است. البته شاید دلیل ، همان باشد که خود عبدی در هنگام دریافت جایزه فجر عنوان کرد و گفت: «همه پیرزن‌های سینمای ما مرده اند»!

* و سرانجام، بیننده در ابتدای فیلم صحنه ای را می‌بیند که در آن عطاران در یک بیابان روبه روی صحت و دار‌ و دسته اش ایستاده و دو گوی فلزی نقره‌ای رنگ را در دست دارد، در این صحنه به نوعی تاکید فیلم ساز روی این دو گوی است، اما بعد از این صحنه و در تمام طول فیلم دیگر هیچ اشاره‌ای به دو گوی نمی‌شود. البته شايد گفته شود در یک فیلم کمدی، جای دادن چنین صحنه‌هایی در فیلم صرفا جهت ایجاد موقعیت طنز است،  اما به هر حال از نظر سینمایی بی توجهی به چنین نشانه‌اي و استفاده اين‌چنيني از آن، به خصوص وقتي پاي كارگردان و فيلمنامه‌نويسي جدي در ميان است پذيرفته نيست. هرچند كه مميزي و آنچه كه بي‌اختيار سازندگان فيلم از اثر بيرون گذاشته مي‌شود، هميشه براي هر مشكل مشابهي در سينماي ايران توضيحي سريع بوده است.

در کل فیلم «خوابم می‌آد» فیلمی است که ارزش یک بار دیدن را دارد، هرچند كه بعيد است بیننده بتواند در فیلم خود را درگیر موضوع داستانی خاصی بکند و تنها باید دلخوش طنازی های عطاران و عبدی باشد و در یک تعریف کلی، مطمئنا فيلم همه تماشاگرانش را راضي نخواهد كرد، اما در عوض اين اطمينان هم هست كه كمتر بيننده‌اي عصبانی از سینما خارج شود! همین عصبانی نبودن بعد از تماشای فیلم در سینمای کنونی ما نکته بسیار ارزشمندی محسوب می شود.

 

 

 

منتشر شده در روزنامه تماشا

شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱